تبليغاتX
ریاضیات زیباست2
به وبلاگ گروهی معلمان ریاضی راهنمایی کشور خوش آمدید
فاکتور گیری!

همیشه با خودم فکر می کردم این تجزیه عبارت ها (اعم از فاکتورگیری یا تجزیه به عوامل و ...) چه فایده ای می تونه داشته باشه و غیر از بالا بردن قابلیت ابتکار و افزایش قدرت خلاقیت آیا کاربرد دیگری هم می تواند داشته باشد...؟

تا دیروز....

موقع رانندگی بودم که مادرم باهام تماس گرفتند و گفتند: موقع برگشتن به خانه یکسری خرید هم انجام بده.

پرسیدم چی بخرم؟

گفتند: موز و خیار و گوجه سبز و گوجه فرنگی...

من هم موقع رانندگی امکان یادداشت برداری برایم میسر نبود. اما عجیب آنکه همانطور که مادرم می گفتند یک رابطه بین هر مورد با مورد بعدی در ذهنم پیدا می شد و همه را حفظ می کردم!

بعد که خریدم رو انجام دادم و رسیدم خونه (بر طبق علاقه شخصی و درگیری های کار جدیدی که در حوزه فراشناخت پیدا کردم) فکرم رو این نکته متمرکز شد که در ذهن من چه اتفاقی افتاد که تونستم بین این موارد یه رابطه پیدا کنم؟

کمی بیشتر که فکر کردم دیدم من در واقع از خاصیت «فاکتور گیری» استفاده کرده ام. یعنی در ذهن از عامل مشترک بین هر مورد با مورد بعدی گرفته و فقط به آن عوامل مشترک توجهم را معطوف کرده ام.

موز و خیار (عامل مشترک: شکل فیزیکی)
خیار و گوجه سبز (عامل مشترک: رنگ سبز)
گوجه سبز و گوجه فرنگی (عامل مشترک: کلمه گوجه)

به این ترتیب فقط با حفظ کردن «موز» توانستم بقیه موارد را بیابم....

=====================================

فکر می کنم اگر ما کمی تفکر فراشناختی داشته باشیم (یعنی تفکر درباره تفکر) آنگاه روابط ریاضی زیادی را خواهیم دید که بر نحوه فکر کردن ما تاثیر گذارده اند...

من که اینگونه فکر می کنم....!

...

+ میلاد - شنبه بیست و ششم خرداد 1386 - ساعت 11:9 بعد از ظهر


میدان های شهر کرمان و بهینه سازی

جای شما خالی ایام نوروز را سفری به شهر کرمان داشتیم و در یک فرصت مناسب از پارک ریاضیات کرمان و کاوشکده علوم آن بازدید کردم. (بقول خانومم: تو هرجا می ری یه سمینار ریاضی ای، نمایشگاه ریاضی ای، چیزی پیدا می کنی!!)

از این پارک ریاضی و کاوشکده علوم که متاسفانه تهیه عکس و فیلم ممنوع بود. (دلیلش هنوز برام معلوم نیست) و البته من رو به زحمت انداختند و مجبور شدم پنهانی و با سختی بسیار از تمام وسایل و سازه های پارک فیلم برداری و عکسبرداری کنم... 

البته همان شب در یک فرصت مناسب در منزل تمام عکس ها و فیلم ها را پیاده کردم و جزوه ای ۳ صفحه ای راجع به وسایل این پارک همراه با توضیحات جامع مربوطه، نوشتم و نهایتا در تهران یک گزارش کامل از وسایل همراه با عکس و فیلم تهیه کردم و روی سی دی برای خودم رایت کردم و فرستادم به آرشیو ریاضی ام برای روز مبادا !!

 

نکته جالبی که در تعدای از میادین شهر کرمان به چشم می خورد بهینه سازی زیبایی بود که شهرداری کرمان با توجه به حجم کم بار ترافیکی این میادین (و کلا شهر کرمان) آن را اجرا کرده بود.

به عکس زیر دقت کنید:

فرض کنید شما از خیابان A وارد میدان شده اید. اگر قصد ورود به خیابان D را داشته باشید ناگزیر از طی ۹۰ درجه ای میدان هستید (و مسیر کوتاهتری وجود نخواهد داشت). اگر قصد ورود به خیابان C را داشته باشید ناگزیر از طی ۱۸۰ درجه ای میدان هستید (و این پیمایش، مستقل از جهت حرکت در میدان، الزامی است).

اما اگر قصد ورود به خیابان B را داشته باشید، چیزی که در تمام میدان ها شایع است آنست که ناگزیر از طی ۲۷۰ درجه ای میدان می باشید. اما نکته جالب در این است که در میدان مزبور که جهت حرکت در سمت فلش قرمز زنگ است، شهرداری با ایجاد  یک مسیر جداگانه (به رنگ آبی در عکس قابل مشاهده است) امکان حرکت در خلاف جهت میدان را فراهم کرده است تا رانندگان با طی ۹۰ درجه ای میدان وارد خیابان B شوند.

یعنی از چند متر عقب تر در خیابان A به سمت لاین ایجاد شده رفته و وارد خیابان B می شوند...

تنها اشکال این مسیرها در کرمان این بود که علائم کافی وجود نداشت و راننده تازه وارد به این شهر نمی فهمید که چرا یکدفعه در بدو ورود به میدان، خیابان به ۲ و یا ۳ قسمت تقسیم شده است!

ضمناً بدیهی است که این کار در میادین شهرهای کم ترافیک قابل اجراست، نه جایی مانند تهران که در حالت معمولی، یکساعت و نیم طول میکشد تا از شرق تهران به غرب آن بروی....

...

اما جدای این اشکال، از این کار شهرداری کرمان خیلی خوشم آمد.... 
(بالاخره کرمان زادگاه استاد پرویز شهریاری است و باید نمودهایی از ریاضی تو این شهر باشد یا نه؟)

 

...

+ میلاد - پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 - ساعت 2:42 قبل از ظهر


صفر 0000000000000

بر حسب اتفاق، یکی از تبلیغات های این بلاگفا توجهم را جلب کرد: مهندسی معکوس و استفاده از منطق فازی و غیره در تست زنی کنکور .....

وارد سایت شون شدم. عکس پرفسور لطفی را چنان با آب و تاب بر سر در سایت زده اند که آدم فکر میکنه این سایت کنکوری را زبونم لال شخص پرفسور راه اندازی فرموده اند!!!!

گذشته از اراجیف و زخارف متعددی که در این سایت به چشم می خورد، یک سوتی ناجور، حالم را از این سایت ... و سایت بلاگفا (که تبلیغ کننده این بیسوادان قرن است) به هم زد.

اگر قرار بود هرکسی برای خودش در هرجای اعداد بزرگ که دلش خواست علامت جدا کننده بذاره که دیگر این علامت به دردی نمی خورد!!!!

این علامت رو گذاشتن که توان های عدد ۱۰ رو به ترتیب ۳ تایی از هم جدا کنیم...

حالا به بنر تبلیغاتی این سایت ... توجه فرمایید

 

آدم چی بگه؟؟؟

...

+ میلاد - پنجشنبه دوم فروردین 1386 - ساعت 0:50 قبل از ظهر


در جستجوی یک رابطه ریاضی هنگام خطبه عقد!

من ۲۰ تا امضا تو دفتر محضر کردم و ۱۹ تا امضا هم تو عقد نامه و ۱ امضا سند محضر و ۱ امضا هم فیش بانکی رو......

خانمم ۲۰ تا امضا تو دفتر محضر و ۱۹ تا امضا تو عقد نامه و ۱ امضا هم سند محضر

برای من در کل شد ۴۱ امضا (یه عدد اول!)

برای خانمم در کل شد ۴۰ امضا (عدد مقدس دینی!)

--------------------------

حالا من تو محضر موقع خوندن خطبه دنبال پیدا کردن یه رابطه و خاصیت برای این اعداد بودم... اما اینقدر دور و برمون شلوغ بود که فقط تونستم به این رابطه دم دستی برسم که  ۸۱ = ۴۰ + ۴۱  که یک مربع کامل است!!!!! 

همین !

 

...

+ میلاد - دوشنبه یازدهم دی 1385 - ساعت 6:34 بعد از ظهر


منطق و سرود ملی ژاپن

فکر کنید به شما یک گزاره شرطی می دهند به این صورت:

اگر فلان اتفاق افتاد آنگاه بهمان کار را انجام بده....

خوب طبیعتا تا وقتی که اتفاق اول نیفتد شما سراغ انجام کار بهمان نخواهید رفت!

 

تو منطق ریاضی یک قاعده داریم به اسم انتفای مقدم که به این صورت است:

یه گزاره ناممکن یا غلط را می گوید و بعد می گوید اگر این اتفاق افتاد آنگاه ..... !

خوب معلوم  است که آن رخداد اول هیچگاه بوقوع نمی پیوندد پس معلوم است که نتیجه آن هم هیچگاه عملی نخواهد شد.

 

مثلا: اگر زمین مکعب باشد آنگاه 2 عددی فرد خواهد بود.

یا مثلا: اگر زمین مکعب باشد آنگاه 2 عددی زوج خواهد بود.

 

چون رخداد اول ناممکن است پس علی القاعده دیگر کسی سراغ گزاره دوم و نتیجه آن گزاره اول نخواهد رفت!!

 

 

دیشب که داشتم سرود ملی ژاپن را تو ذهنم مرور می کردم دیدم که اتفاقا این قاعده منطق تو اون به کار فته است. سرود ملی این کشور بصورت زیر است:

دوران سلطنت امپراتور جاودانه باد

تا آن زمان که خرده سنگها به صخره های بزرگ تبدیل شوند

و روی آنها را خزه و گلسنگ بپوشاند

 

به تعبیر ریاضی:

اگر (روزی خرده سنگها جمع شدند و به هم چسبیدند و صخره تشکیل دادند و روی آن صخره را هم خزه و گلسنگ گرفت)

آنگاه (دوران سلطنت امپراتور به پایان برسد)

 

 

خوب پس طبق قاعده انتفای مقدم چون هیچ وقت این واقعه رخ نمی دهد پس هیچ وقت سلطنت امپراتور هم به پایان نرسد...

 

 

(توضیح: واضح است که هدف آنها استفاده از این خاصیت منطقی در سرود ملی بوده است. اگرچه جمله " دوران سلطنت امپراتور جاودانه باد" دعایی است و نه خبری و نمی تواند گزاره منطقی به حساب آید!)

...

+ میلاد - شنبه بیست و هفتم آبان 1385 - ساعت 10:32 قبل از ظهر


وزارت کشور و تقریب ریاضیاتی...!!!!

در روزنامه خواندم که :
بر اساس اعلام مسئولان وزارت کشور، ۴۹۵ نفر نامزد چهارمین دوره انتخابات خبرگان رهبری شدند.
همچنین مسئولان محترم این وزارتخانه افزودند که : این رقم نسبت به دوره گذشته افزایش ۱۰۰درصدی داشته است...
لینک خبر

همانطور که می دانید افزایش ۱۰۰ درصدی یک چیز به معنای ۲ برابر شدن آنست!!! و باز همانطور که می دانید اگر ما یک عدد زوج یا یک عدد فرد را در اختیار داشته باشیم در هر دو حالت با دو برابر کردن آن، یک عدد زوج بدست می آید....

و اکنون مساله این ست: تعداد نامزدهای انتخابات خبرگان را در دوره قبلی بیابید؟!
جواب = ۵/۲۴۷ نفر !!!!

(البته قضیه از دو حالت خارج نیست. یا یک نفر آنقدر صلاحیتش کم بوده که او را ۵/۰ نفر به حساب آورده اند یا یکی بیش از حد دارای صلاحیت بوده و او را ۵/۱ نفر شمرده اند- البته حداقل ۵/۱ نفر!!!)

.............................

این اقدام وزارت کشور یعنی اینکه مجازید در اعداد نسبتاً کوچک هم تقریب هایی با درصد خطای بالا بزنید !!! 
.
.
.
(آقا بی خیال! ما زن و بچه داریم!!!!)

...

+ میلاد - شنبه بیست و دوم مهر 1385 - ساعت 3:47 بعد از ظهر


یک تابع ریاضی برای سحرهای ماه مبارک رمضان+ قرآن و نگاه کاربردی ...

در یادداشت قبلی مطلبی را می خواستم بنویسم که متاسفانه شرایط فراهم نشد و بصورت ناقص درج شد! انشاءالله در اولین فرصت آن را بازنویسی می کنم. ... و اما به بهانه این ایام مبارک...

------------------

شرکت مخابرات ایران سیستم هوشمندی را بر اساس توابع ریاضی تعریف کرده است که با کمک آن، تلفن شما همانند یک ساعت عمل می کند!

کار این سیستم بدینصورت است که پالس های دریافتی از تلفن شما را آنالیز کرده و در حافظه نگه می دارد و طبق اطلاعاتی که شما به آن داده اید، تلفن شما زنگ خواهد زد!

برای کار با این سیستم کافیست گوشی را برداشته و *۵۵* (ستاره - پنج - پنج - ستاره) را شماره گیری کنید.
سپس ساعت مورد نظر خود را بصورت ۲۴ ساعتی وارد کنید. مثلا اگر می خواهید تلفن ساعت ۴ صبح زنگ بزند ۰۴۰۰ را بزنید (که می شود ۰۴:۰۰) یا اگر می خواهید ساعت ۶ و نیم عصر زنگ بزند باید ۱۸۳۰ را وارد کنید (که می شود ۱۸:۳۰)
سپس دکمه مربع # را فشار دهید.

پس کل کاری که برای مثلا ساعت ۴ صبح انجام می دهید شماره گیری بصورت زیر -بدون فاصله- است:

ابتدا   *۵۵*  سپس ۰۴۰۰  و در نهایت #

از این به بعد تلفن شما هر روز ساعت ۴ صبح زنگ خواهد زد.

اگر خواستید از این سیستم خارج شوید کافیست گوشی را برداشته و فقط *۵۵* را شماره گیری کنید...

انشالله با کمک این تابع ریاضی، سحرهای ماه مبارک را به موقع بیدار شوید و خواب نمانید!

------------------

در بعضی از آیات قرآن که نگاه می کنیم (مانند آیه شریفه ۱۸۹ سوره مبارکه بقره) خداوند پاسخ برخی پرسش های مردم را به پیامبر می گوید تا آنها را بیان کنند... اما مثلاً در همین آیه وقتی مردم سوال می کنند از هلال شدنهای ماه، خداوند دلیل علمی و شرح نجومی نمی دهد و بلکه با یک نگاه کاملا کاربردی پاسخ مردم را می دهد و به بیان کاربرد آن در زندگی می پردازد.

یسئلونک عَن ِ الاَهِلّه (و از تو درباره هلال شدن های ماه می پرسند)
قل هی مواقیت للناس و الحج (بگو آن برای گاهشماری و موسم حج است)

همینطور آیات «یسئلونک عن الخمر و المیسر» یا «و یسئلونک عن المحیض» و ...

احساس می کنم اگر ما هم بخواهیم نگاه قرآنی به رشته تحصیلی و کاری خود داشته باشیم باید نگاه کاربردی و عملی خود را تربیت کنیم.

چند وقت پیش حدیثی را از یکی از معصومین خواندم، بدین صورت که:

«علمی که در عمل جلوه کند، برترین نوع دانش است»

اگر معتقدیم که ریاضیات در اندام طبیعت رخنه کرده است پس باید بتوانیم کاربردهای پیدا و پنهان آن را با نگاه تیزبینانه بشناسیم و یا در موارد متعدد برای آن، کاربردی بیابیم.

اما باید حواس خود را به یک نکته نیز جمع کنیم. در یک حدیث -به زیبایی تمام- داریم که: ما افاد العلم ما لا یفهم- دانشی که بدرستی آموخته نشود فایده ای نخواهد داشت و آنکه علمی را درست نیاموخته و فهم نکرده باشد، نمی تواند از آن علم نفعی به مردم برساند... و شاید اینجاست که اهمیت ریاضیات محض و محض خواندن، در کنار ریاضیات کاربردی و نگاه کاربردی، نمایان می شود...

به آموختن و دانستن فلسفه قوانین ریاضی و منطق موجود در آنها بپردازید و به پیش بروید، اما لحظه ای از به کارگیری آن در جامعه و زندگی غافل نباشید...

...

+ میلاد - شنبه هشتم مهر 1385 - ساعت 1:54 بعد از ظهر


ارتباط آرم موسسه سحاب با مساله چهار رنگ در ریاضی...!

چند روز پیش وقتی برای خ

 

 

 

 

 

 

 

 

...

+ میلاد - سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 - ساعت 2:36 بعد از ظهر


طرح یک مساله در حال شناور بودن در دریاچه رضاییه!!!

همونطور که بر عالم و آدم واضحست من از تهران راهی ارومیه و تبریز و سپس اردبیل و سرعین و بعد آستارا و انزلی شدم و از اینجا هم رشت و زنجان و دوباره تهران رو در پیش رو دارم. (یه گراف همبند!)

تا تو دریاچه رضاییه نری واقعا نمی شه شناور بودن آدم رو روی آب قبول کرد!!!

تو دریاچه رضاییه که بودم یاد اون مساله هالیدی افتادم که آدمی سنگی در چاهی می اندازه و سنگ در کمترین زمان ممکن به ته چاه میرسه. خرسی که اون اطرافه چه رنگیه؟

یا این مساله:

آدمی خانه ای چهار دیواری مربعی شکل می سازد که تمام دیوارهای اطرافش رو به جنوب است. او کجا زندگی می کند؟

که جواب ها قطب شمال و رنگ خرس هم سفید است...

حالا من هم تو دریاچه نمک ارومیه یه مساله تو ذهنم اومد:

آدمی بدون اینکه شنا بلد باشد در فاصله یک کیلومتری ساحل به درون دریاچه می افتد. او هیچ وسیله نجات هم ندارد. اما براحتی خودش را به ساحل می رساند. او کجا قرار دارد؟

پاسخ: د ر ی ا چ ه ا ر و م ی ه (یا همون د ر ی ا چ ه ر ض ا ی ی ه)

...

+ میلاد - شنبه یازدهم شهریور 1385 - ساعت 9:12 بعد از ظهر


کرایه تاکسی تو شهرکرد!!

این هشتمین سمینار آموزش ریاضی ایران که تو شهرکرد بود هم تمام شد و آنطور که در برگه های نظرخواهی دیدم اجرای مقاله و کارگاه بسیار موفق بوده است.

تو این مدت گاهی با عبدالحمید پهلوزاده و صادق اسماعیلی فر می رفتیم بیرون از دانشگاه شهرکرد واسه گردش و خرید و تفریح توی شهر...

اما نکته جالب ریاضیاتی این گردش ها کرایه تاکسی ها بود.

اگر مسیر طولانی بود سه نفری ۳۰۰ تومان می دادیم. (مثلا از میدان دانش -یا همان چهارراه آموزش و پرورش- شهرکرد تا میدان فردوسی و یا ترمینال). (البته یه بار هم که تو تاکسی با راننده سر صحبت رو باز کردیم و رفیق شدیم و کلی حرف و ... طرف کرایه هم ازمون نگرفت!)

اما مسیر نکته دار، دروازه سامان بود تا میدان امام حسین(ع)!!! که وقتی سه نفری سوار می شدیم کرایه می شد ۲۰۰ تومان!!! یعنی کرایه هر نفر می شد:

    ...۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶/۶۶ 

انگار کرایه تاکسی ها تو شهرکرد یه عدد گویا است!!!!

...

+ میلاد - جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 - ساعت 3:48 بعد از ظهر


ترتیب اعداد....!

اگه گفتین در کجا و چه هنگام ترتیب اعداد به صورت زیر است؟

۱    -->    ۲    -->     ۳    -->     ۵     -->     ۶     -->     ۴

فکر کنید یه کم!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

آفرین! در اداره مخابرات و هنگام توزیع سیم کارتهای تهران!

ترتیب سیم کارتها در تهران بصورت ۱  ۲   ۳  ۵  ۶  ۴ است! یعنی الان که دارند آخرین سری رو میدن، تمام پیش شماره ها ۴ است!!!!

شما میدونید که رعایت کردن ترتیب اعداد چه اشکالی داره؟  

این سیستم های مخابراتی هم یه چیزیشون میشه ها....!

...

+ میلاد - جمعه بیستم مرداد 1385 - ساعت 2:35 قبل از ظهر


در سراپای وجودت، هنری نیست که نیست!!!

نمی دونم چرا بعضی از مردم ما از حداقل سواد ریاضی هم برخوردار نیستند.

حالا این مردم وقتی «مردم عوام» باشند، زیاد مساله ای نیست. اما اگر اینها مربی تیم ملی و ... و حتی یکی از مسئولان بلند مرتبه باشند  مساله دیگه به همین سادگی ها نیست!

...

گفته های مربی یکی از تیم های مطرح داخلی رو شنیدم که می گفت:
«بچه های ما الان ۷۰ درصد آمادگی دارند. ۴۰ درصد بقیه رو هم تو این چند ماهی که تا بازی ها مونده تو بازی های تدارکاتی بدست می یارن!!! »

یا گفته های یکی از مسئولین بلند مرتبه که می گفت:
«این دانشگاه تهران که الان می بینید ۳/۱ (یک - سوم) آن چیزیه که ما در نظر داریم. وقتی ۴/۳ (سه - چهارم) بقیه رو احداث کردیم آنوقت بخشی از وعده های دولت خدمتگزار در توسعه دانشگاه ها محقق می شود!!!!!!!»

(از کی تا حالا وقتی ۳/۱ چیزی تموم شده باشه ۴/۳ اش می ماند؟؟ »

یا یکی دیگر از مسئولین فرمودند: «این طرح ... فقط ۱ درجه از آن ۳۶۰ درجه آزادیی است که قرارست در جامعه اجرا شود!!!!!»

(آخه ۳۶۰ درجه که دوباره برمیگرده رو خودش! میشه همون حالت اول آزادی که داده بودید!!!  )

آقا نخواستیم زیبایی های نظریه اعداد و نظریه گراف و ... را بدونید! محاسبات ساده ریاضی رو لااقل یاد بگیرید که وقتی سخنرانی یک مقام بلند مرتبه، بازتاب داخلی و خارجی پیدا کرد، آبروریزی به همراه نداشته باشد!!!!

شما چی میگین؟

...

+ میلاد - جمعه سیزدهم مرداد 1385 - ساعت 0:26 قبل از ظهر


تعادل در اجسام...

دیدین ظرف های شسته شده تو جاظرفی، بخاطر خیسی که روشون هست گاهی یه کم لیز می خورند و می یان تا جایی که ثابت وایسن؟

سر سفره نشسته بودیم! داشتیم شام می خوردیم! یه هو یه صدایی از تو آشپزخونه اومد. صدای لیز خوردن یکی از ظرفها روی یه ظرف دیگه از تو جاظرفی...

می خواستم بلند شیم بریم ببینیم چه خبر شده؟ یه موقع یه ظرف تو موقعیت بدی قرار نگرفته باشه و بیفته پایین! که مادرم برگشتند گفتند: "ولش کنین. هرچی بوده دیگه الان به تعادل رسیده!!!!"

ما رو میگی؟ کلی کیف کردیم با این کاربرد فیزیک! لااقل ما رو از بلند شدن از سر سفره راحت کرد...

---------------------------------------------------------------------

پانوشت: اجسام دارای سه جور تعادل هستند.
۱- تعادل بی تفاوت    ۲- تعادل پایدار    ۳- تعادل ناپایدار

۱- تعادل بی تفاوت مانند کره یا توپ، که از هر طرف که قل بدی اگه ثابت وایسه دیگه حالتش بهم نمی خوره. به عبارت دیگه، روی تمام ۳۶۰ درجه اش از هر طرف که در نظر بگیرید دارای تعادل یکسان است. (تا وارد شدن ضربه بعدی)
۲- تعادل پایدار مثل قرار گرفتن یک مکعب روی یکی از وجه ها یا یکی از طرفهاش. مثل حالتی که تاس رو زمین قرار می گیره. تو این حالت تا زمانیکه ضربه بعدی به اندازه کافی قوی نباشه اونو تکون نمیده و اگر تکون بده مثل تعادل بی تفاوت نیست که تو تمام موقعیت ها بتونه ثابت وایسه. بلکه اینقدر جابجا میشه تا دوباره روی یه وجه دیگه اش بیفته.
۳- تعادل ناپایدار هم مثل قرار دادن یک هرم روی نوک تیزش. تا دستتون رو ول کنید حالتش رو از دست میده و به سمت تعادل پایدار میره و میوفته زمین.
وقتی می گویند جسمی در حال تعادل است و نوع تعادل رو ذکر نمی کنند، معمولا "تعادل پایدار" مورد نظر است.
(اگر بخواهید یک کم فیزیکی تر بدونید، وقتی که بردار وزن جسم که از گرانیگاه اون خارج میشه، در دامنه سطح اتکا قرار داشته باشه، جسم تعادل داره. مثلاً هرم رو به این خاطر نمیشه رو نوکش نگه داشت یا نگه داشتنتش سخته که سطح اتکای اون که نوکش باشه خیلی کوچیکه و خیلی سخته اگه بخواهید بردار خارج شده از مرکز ثقلش رو از اون سطح کوچک عبور بدهید.)

اون ظرف توی جاظرفی هم حالت تعادل ناپایدار رو داشت. اما یه کم طول کشید تا به حالت تعادل پایدار رسید...

کاربردهای فیزیک هم قشنگه هاااا.... نه؟
حالا اگه بگین این به ریاضی چه ربطی داشت؟ می گم: بابا دینامیک و سینماتیک و استاتیک و مکانیک، اصل و پایه شون ریاضیه.... شک داشتین؟

 

...

+ میلاد - یکشنبه چهارم تیر 1385 - ساعت 2:31 قبل از ظهر


ریاضی و خرید کتاب و ویرایش فایل...!

فکر نمی کردم ریاضی اینجوری هم کاربرد داشته باشه...

اول از همه: یه بحثی تو مهندسی صنایع هست به اسم "تاثیرات شغل بر شاغل" یا "تاثیرات رشته بر دانشجو" ... خوب...! ما هم از این تاثیرات (مثبت و منفی) برکنار نیستیم.

مدتی پیش برای کار آموزش ریاضی و ساخت انیمیشن نیاز داشتم که از همنشینی رنگ ها با هم اطلاعاتی داشته باشم تا در انیمیشن هایی که می سازم رنگهای نامتناسب در کنار هم قرار نگیرند.

وقتی جلوی دانشگاه تهران تو کتابفروشی ها می گشتم، دیدم من که از رنگ آمیزی و رنگ شناسی چیزی نمیدونم و با خودم مشاور هم که نیاوردم !

با ذهنیت ریاضی که داشتم گفتم پس بهتره کتابی رو انتخاب کنم که دارای خواص
1- بهترین طبقه بندی (با دید جبر مجرد)
2- بیان مطالب از ابتدا و پایه گذاری هر فصل براساس مطالب فصل قبل (با دید استقرای ریاضی)
و یکسری خواص دیگر... باشد.

با این مشخصات، کتاب "هنر رنگ" از "یوهانس ایتن" رو خریدم.
بعد که با یکی از شاگردان استاد آیدین آغداشلو، نقاش بزرگ و چیره دست معاصر مشورت می کردم، در نهایت تعجب من برگشت گفت:
"کتاب ایتن الان بهترین کتاب موجوده...!!!"

....

برای مسابقه ای که قراره برای جشن تولد ۴ سالگی وبلاگ ریاضیات زیباست بگیرم احتیاج به استفاده از یک فایل PHP داشتم. من هم تا حالا حتی یک کلمه از این پی اچ پی رو ندیده و نشنیدم!!

مونده بودم چکار کنم. وقتی که مثلا "اتو" یا "سشوار" خراب میشه و آدم با ذهنیت فنی که داره درستش می کنه، گفتم: با این وقت کمی که دارم فایلش رو باز می کنم و بررسی می کنم. اگه تونستم درستش کنم که هیچ اگر نه که بی خیالش می شم.

از فایلش که ۵ صفحه ای می شد پرینت گرفتم و پرینت هاش رو گذاشتم جلوم. با یه کمی بررسی گفتم منطقاً این قسمت باید مربوط به طراحی فرم باشه و این قسمت دیگه مربوط به رسم جدول و این یکی قسمت هم برای ارسال فرم و ...

وقتی تغییرات لازم رو دادم و صفحه رو بازسازی کردم و گذاشتمش رو اینترنت. با اضطراب خاصی امتحانش کردم و در نهایت خوشحالی اونطوری که می خواستم کار کرد... دقیق ِ دقیق !

....

گاهی فکر می کنم ریاضی یه چیزهایی بیشتر از حل ۴ تا مساله و ... برای ما فراهم می کنه و اون هم تجزیه و تحلیل دقیقتر اطراف است!!

نه؟  اینطور نیست؟

...

+ میلاد - دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 - ساعت 4:28 بعد از ظهر


ریاضیات و .... (تنظیم خانواده)!!!

یه کاربرد نسبتاً خفن برای ریاضی در مسائل «ج ن س ی» (الامان از فیلترینگ مخابرات) و امور زناشویی (!!!!) سر کلاس مهارت های زندگی و تنظیم خانواده ارائه دادیم که استاد در کف بماند!! (ببخشید بهتر از این جمله ای نداشتم که بگم)

فعلاً بدلیل کمرویی قادر به ارائه آن نبوده و در اولین زمان پررویی آن را خواهم گفت!!!!

بازهم بگویید این ریاضی (بخصوص نظریه اعداد و مهارت در حل مساله) به چه دردی می خوره؟؟

...

+ میلاد - پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 - ساعت 3:56 قبل از ظهر


دستگاه مختصات دکارتی در مترو صادقیه...!

 

این عکس خود دستگاه است .

این هم عکس دکمه های انتخاب محصول است.

--------------------------------------------------------

مترو تشریف بردین؟
ایستگاه صادقیه رو عرض می کنم هااااا......!!

تو این ایستگاه ، یه دستگاه نوشابه و شکلات و ... فروشی هست که با بقیه دستگاه ها فرق داره!

چه فرقی؟

شما برای خرید هر جنس از دستگاه های دیگه، باید دکمه مربوط به اون رو فشار بدید. مثلا برای خرید قهوه در دستگاه فروش چای و قهوه، باید دکمه مربوط به قهوه رو فشار بدید و یا برای گرفتن کاپوچینو باید دکمه کاپوچینو را بزنید.

اما این دستگاه اینطوری نیست.

این دستگاه اجناسش را بصورت مختصاتی طبقه بندی کرده است. یعنی برای خرید یک شکلات به کد مربوط به اون شکلات نگاه می کنید. مثلا کدش AG است. پس شما باید اول دکمه A و بعد دکمه G را فشار بدید تا اونو بخرید.

در دستگاه مختصات دکارتی، هم هر نقطه ای دارای یک x و y مخصوص به خود است.
یعنی زوج مرتب (x,y) با زوج مرتب (y,x) فرق می کند.

در این دستگاه هم همینطوریه. یعنی جنس AG با جنس GA فرق می کنه!

مزیت
این طراحی این هست که در حجم محدود توانستند اجناس بیشتری عرضه کنند. یعنی ۶۴ جنس در یک محفظه محدود...! اما...
ایرادی
که داره اینه که برای ریاضی نخوانده ها کشف عملکرد این دستگاه گاهی دشوار است. یعنی مواردی رو دیدم که طرف با دیدن کد AG آمده و دکمه A را زده و بعد دیده که جنسی تحویل نشده فکر کرده که دکمه مشکل داره و دوباره A را فشار داده و برایش جنس AA افتاده!!

اما ریاضی خوانده ها بسرعت آن را با دستگاه مختصات دکارتی شبیه سازی می کنند و از آن استفاده می کنند.

توضیح: این دستگاه دارای دستور استفاده هم هست اما افراد کمتری حوصله می کنند برای خرید یه شکلات، ۶ صفحه توضیحات را بخوانند!!!

یه شب ساعت ۹ و نیم، دوربین را ورداشتم و رفتم عکسشو گرفتم. امیدوارم بزودی بتونم عکسشو اینجا هم بذارم.

این کاربرد زیبای ریاضی تو روزمره برام خیلی جالب بود. کاربردی که به استفاده بیشتر از امکانات کمتر منجر می شه!..... ولی از طرفی این ناراحتی هم همراهم هست که چرا باید سواد عمومی ریاضی در جامعه طوری باشه که همه نتوانند از طراحی های مدرن استفاده کنند.
چرا ؟؟

...

+ میلاد - پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 - ساعت 4:40 بعد از ظهر


متمّم بگیر آقا...!

این اتفاق در سال ۲۰۰۰ سال جهانی ریاضیات بوقع پیوست!!
تمامی شخصیت ها واقعی هستند!

نمی دونم چی شد که این روزها یاد دبیرستان افتادم..
یادمه که یه شب تو مدرسه برنامه بود و قرار شد که من و دوستم بریم برای اون شب تدارک ببینیم و خرید کنیم و خلاصه بقول معروف "مادر خرج" بشیم!
حدود ۴۶ نفر از بچه ها  اون شب مونده بودند مدرسه...

چیزهایی که می خواستیم خریدیم و انداختیم رو کولمون (مثل نمکی ها!) و داشتیم برمی گشتیم مدرسه که دوستم گفت: ااااا..... ما که لیوان نخریدیم! ملت با چی چایی بخورن امشب؟

اصل حمار رو نقض کردیم و از یه راه دیگه راهی مغازه بقالی شدیم تا لیوان یه بار مصرف ابتیاع نماییم!!

رفتیم تو مغازه، به طرف گفتیم آقا ۴۶ تا لیوان می خوایم!

طرف رفت و بعد از یه مدت با یه بسته ۵۰ تایی لیوان برگشت و گفت:
"ببینید، یا ۵۰ تا لیوان ببرید، یا اینکه خودتون بی زحمت ۴۶ تا رو بشمرید. من حوصله شمردن ۴۶ تا لیوان رو ندارم!!!!!!!!!! "

آقا ما رو میگی؟ خون در رگان به جوش آمده و سرخی چهره پدیدار گشته، فرمودیم:
"اخوی!! لااقل در سال جهانی ریاضیات این حرف رو نزن!! خوب پدر جان، ۴ تا لیوان از روی بسته بردار. چرا می خوای ۴۶ تا بشماری؟؟؟؟؟"

طرف که گویی از مخمصه بزرگی خلاصی یافته لبخندی تحویل ما نموده و چنان کرد که فرموده بودیم!

.............

گاه می پندارم که در این سال جهانی ریاضیات، ما روی مفهوم

" متمم و متمم گیری "

 اگر کار می کردیم و اونو تو اذهان مردم جا می انداختیم ، ثواب داشت و کار خیلی ها راه می افتاد!!!!

د آخه درک ریاضی که می گیم یعنی همین دیگه! ما که نمی خوایم همه مردم بتونند معادله درجه دوم حل کنند و میدان شکافنده پیدا کنند!!!!! 

شما نظرت چی چیه؟

...

+ میلاد - جمعه یکم اردیبهشت 1385 - ساعت 10:49 قبل از ظهر


پلاک + کد + موبایل !

این سفر سه چهار روزه به کاشان و قمصر و اصفهان و یزد - تو این تعطیلات عاشورا و تاسوعا و ۲۲ بهمن - یه نتیجه ریاضیاتی هم برای من داشت! یعنی به یک نکته ای پی بردم.
اون نکته هم راجع به کد شهرستان ها و پیش شماره موبایل ها و پلاک ماشین ها بود. (جداً چقدر تو همین چیزهای دم دستی نکته ریاضی یافت می شه!!!)

تا حالا دقت کردید که مثلاً در تهران:
کد تهران: ۰۲۱
پیش شماره موبایل: ۰۹۱۲
پلاک جدید ماشین ها: ایران ۱۱ - ایران ۲۲
( یعنی ترکیب دو عدد ۱ و ۲ )

در اصفهان:
کد اصفهان: ۰۳۱۱
پیش شماره موبایل: ۰۹۱۳
پلاک جدید ماشین ها: ایران ۱۳
( یعنی ترکیب دو عدد ۱ و ۳ )

در مشهد:
کد مشهد: ۰۵۱۱
پیش مشاره موبایل: ۰۹۱۵
پلاک جدید ماشین ها: ایران ۱۵
( یعنی ترکیب دو عدد ۱ و ۵ )

در همدان:
کد همدان: ۰۸۱۱
پیش شماره موبایل: ۰۹۱۸
پلاک جدید ماشین ها: ایران (نمی دانم!)

در شیراز:
به همین ترتیب...

در یزد:
به همین ترتیب...

و الی آخر......

جالبه ها... نه؟
انگار برای راحتی کارهامون یه جورهایی مجبوریم تقسیم بندی های ریاضیاتی رو وارد زندگی روزمره کنیم!

از این سفر اگر خدا بخواهد باز هم می نویسم! اما مطالب غیر ریاضیاتی جالب!

همراه باشید!

...

+ میلاد - سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 - ساعت 0:7 قبل از ظهر


مخابرات و ریاضیات...!

شدیداً حمایت می کنم و مواضع محکم خود را نسبت به اقدامات اخیر شرکت مخابرات ایران، مبنی بر ثبت نام جهت توزیع سیم کارتهای جدید اعلام می دارم (sim-card) 
چرا؟

معلومه ! چون باز یک دلیل و مدرکی دست ما دادند که سر کلاس با این بچه ها در میان بگذاریم و بهشون بگیم : بابا ! کاربرد ریاضی یعنی این! حالا هی بگید این ریاضی ای که ما می خونیم به چه دردی می خوره؟؟

و اما موضوع...
وقتی تو صف ثبت نام برای سیم کارتها ایستادی این جمله رو زیاد می شنوی:
- خدا کنه شماره من یک شماره روند بیفته!

این یعنی چی؟
یعنی راهبرد الگویابی در حل مسائل ریاضی را ، در مسائل زندگی وارد کردن!
یعنی مردم دنبال پیدا کردن یه الگو بین اعداد تشکیل دهنده شماره تلفن همراه خود هستند تا بتوانند اونو راحت تر حفظ کنند.
(البته اگه نخواند یه شماره روند رو به قیمت ۴ یا ۵ برابر بفروشند!)

باز هم مگه اینکه اقدامات شرکت مخابرات ، برای یه مدتی ، ذهن ریاضی جامعه را مشغول کنه...
بقیه دم و دستگاه ها که هیچ....!!!!!

 

...

+ میلاد - پنجشنبه ششم بهمن 1384 - ساعت 10:52 بعد از ظهر


ریاضیات و آلودگی هوا...!

یک مدتیه که در تهران به خاطر آلودگی شدید هوا، قانون تردد زوج و فرد اعمال شده است!

بر اساس این قانون که چند سالی است در مواقع آلودگی هوا - پدیده اینورژن- در تهران اجرا می شود، در روزهای زوج (شنبه - دوشنبه - چهارشنبه) ماشین هایی که پلاک زوج دارند مجاز به تردد در ناحیه بزرگی از تهران هستند و ماشین هایی با پلاک فرد، بالعکس... (تقریباً ناحیه وسیعی از شهر را شامل می شود.)

اما ۲ مطلب:

۱
به بهانه اجرای این طرح، بالاخره توانستیم یک کاربرد عملی محسوس برای اعداد زوج و فرد (و کلاً ریاضی) به بچه ها نشان دهیم.
(البته سوال های بچه ها هم جالب بود: آقا اگر یکی رقم آخر پلاک ماشین اش، صفر بود چه کار کند؟ شما اعداد زوج و فرد را زیرمجموعه اعداد طبیعی معرفی کرده اید؟  ... گفتم: پلاک هیچ ماشینی صفر ندارد، برای همین این طرح به مشکل برنمی خورد!!
باز یکی گفت: آقا تو خارج از کشور که پلاک ها آخرش صفر دارند چی؟ آنجا چی کار می کنند؟  ... گفتم: اونجا اصلاً به مشکل آلودگی هوا برخورد نمی کنند که بخواهند زوج و فرد کنند!!   -استفاده از راهبرد پاک کردن صورت مساله برای حل مساله - )

۲
تبلیغات و نحوه اعلام این طرح از طرف مسئولان جالب بود: می گفتند ماشین هایی که فقط رقم آخر پلاک آنها زوج است در روزهای زوج و ماشین هایی که فقط رقم آخر پلاک آنها فرد است در روزهای فرد...
من نمی دانم مگه زوج و فرد بودن یک عدد به رقم یکان آن نیست؟ پس چه معنی دارد که به جای بیان "ماشین هایی با پلاک زوج" می گویند ماشین هایی که رقم آخر پلاک آنها زوج است؟؟؟ یعنی اگر کل پلاک را در نظر بگیریم، ممکنست که زوج و فرد بودن آن تغییر کند؟؟ )

این هم از سواد عمومی ریاضی در جامعه...
من نمی دونم پس تو این سال جهانی ریاضیات که با این همه هیاهو و آمار دادن ها و ... در ایران گذشت، چه کار می کردیم که مردم ما یک مفهوم ساده عدد زوج و فرد را یاد نگرفتند؟

 

...

+ میلاد - چهارشنبه چهاردهم دی 1384 - ساعت 11:24 بعد از ظهر